امروز بعد از رفتن به پژوهشسرا داشتم از میدان آریا شهر رد می شدم که دیدم یه مرده قوی هیکل با نام پهلون محمد معرکه گرفته ! این پهلون محمد هر کاری می کرد . مار به جون هم می انداخت ، وزنه بلند می کرد ، ماشین آر دی بلند می کرد . خلاصه آخر معرکش یه سکه هایی در آورد که می گفت :
چند سال پیش تو کربلا معرکه گرفتم . یهو دیدم از حرم امام حسین یه صدایی بلند شد . یه نفر نابینا شفا پیدا کرده بود . مشتش هم باز نمی شد تا چند ساعت بعد که تو دست کسی که شفا گرفته یه سکه پیدا شد . از اون سکه با آب طلا 1200 تا سکه ساختیم و این سکه ها هم از اوناست . هدیه هر کدومشون یه صلوات و 1 هزار تومنه ناقابله
ما هم یه سکه خریدیم . می گفت این سکه ها شما را بیمه می کنه . تصادف نمی کنه . با این سکه برو تو دهن شیر چیزیت نمی شه . این جاست که به معنی متا فیزیک پی می بریم . خلاصه ما هم با یکی از این سکه ها پهلوون محمد را تو زندگیمون وارد کردیم . این سکه رو سعی می کنم همیشه نگه دارم …. روز قشنگی بود ….
دیدگاههای اخیر